این نه آن است که بود

اینهمه موسیقیدان در جامعه ما پیدا می شود که تسلط کامل به موسیقی ایرانی و ردیف موسیقی ایرانی دارند ، ولی هرگز از خود نمی پرسد که این مجموعه بی نظمی از کجا آمده ، خالقش کیست و به کدامین سوی می رود . فقط عمری ساز دست گرفته و نزد این و آن خود نمایی می کنند. می گویند موسیقی ایرانی، ولی هرگز نمی گویند این همه نامهای عربی (حجاز ، یقولون ، عشاق ، روح الارواح ، نغمه و .....) از کجا آمده و اینهمه تشابه مایه و گام با موسیقی غرب و شرق و گاهاً شمال چگونه ایجاد گردیده . آیا اینان هرگز از خود نپرسیده اند که آن نظم و انتظامی که اشخاصی چون صفی الدین ارموی ، عبدالقادر مراغی ، فارابی و .... معرفش بوده اند به کجا رفته و اصلاً چه وقت از مقامی به دستگاهی تغییر شکل داده ؟ ما به خوبی می دانیم پس از عبدالقادر مراغی تا اواسط عهد قاجار دیگر کسی را نمی توان یافت که کتابی در باب موسیقی به شیوه ای علمی تالیف کند جز تعدادی که تکرار مکراتی بیش نبوده.می دانیم که نه دربار صفوی با آنهمه علما و فقهای مذهبی متعصب خود که بر ضد موسیقی بودند و نه دربار قاجاری با آن محیط فاسد و مسمومش ، هیچکدام حمایتی از این هنر نکرده اند مگر در وقت عیش و مستی که آن هم توسط مطربکانی صورت می گرفته آلوده به بنگ و افیون. پس حافظان این موسیقی چه کسانی بودند؟ مگر غیر از]میرزا...ها[و ]...خان ها[ کس دیگری باقی می ماند ، که آنها نیز جزء همان مطربان درباری و یا کوچه بازاری محسوب می شوند .درباری که برای قدیسان خود ارزشی قائل نبوده و آنهارا به استهزاء می گرفته با مطربان چه می کرده ؟ چگونه باید از بین این عملگان طرب که درزمره زنان حرم ، غلامان و خواجگان دربار شاهی به حساب می آمدند عالمی به علم موسیقی پدیدار می گردید؟ حال چه کسی این تغییرو تحول در موسیقی ایرانی را(از مقامی به دستگاهی) به وجود آورده معلوم نیست.به هر حال هر که بوده حالتی طبیعی نداشته . چرا که بسیاری از نامهای دستگاهها و گوشه ها را جابجا نموده و برخی اشتباهاً اضافه و برخی دیگرتوسط وی حذف گردیده . گروهی برآنند که این کار توسط "بابا مخمور" در عهد فتحعلی شاه انجام گردیده که امید است شایعه ای بیش نباشد، چرا که از نامش بر می آید این خبط عظیم را در خماری که حالت همیشگی وی بوده به انجام رسانده ،پس بنابراین تا ابدالدهر باید در پی سنگی باشیم که وی در چاه انداخته. تعدادی از پژوهشگران و اساتید موسیقی بودند که در جهت اصلاح و انتظام این هنر کوششهای فراوان نمودند از جمله کلنل علی نقی وزیری ، تقی بینش ، محمد تقی مسعودیه و ... و امروز نیز افرادی چون محمد رضا درویشی در این مسیر قدمهایی برداشته اند که باز هم کافی نخواهد بود . آن اساتیدی که امروز ساز اختراع می کنند ،گوشه جدید می سازند و به ردیف موسیقی اضافه می کنند ، در نقاط مختلف دنیا کنسرت بر گزار می کنند آیا هرگز به فکر این افتاده اند که آنها تنها مسئول انتشار بی نظمی و اشتباههای فراوان موجود در موسیقی ایرانی می باشند؟ چیزهایی را از بر نموده و به خورد دیگران می دهند که ساخته و پرداخته ی فرد یا افرادی بوده ناآگاه و بی سواد ؟ بیچاره جوانانی که زیر دست این اساتید به فرا گیری موسیقی می پردازند. درسهایی را باید از بر نمایند که در اشتباه بودنشان شکی نیست . ولی باید بیآموزند . چون عاشق این هنراند . چون آنها هم بدشان نمی آید گاهاً خود نمایی کنند و در آینده نام استاد نیز بر آنها بنهند. به هر حال این موسیقی از مسیر اصلی خود خارج شده و چندان مهم نیست که چه کسی چنین خبطی نموده "کاریست گذشتست و سبوئیست شکستست" امروز باید به فکر اصلاح آن بود । دیگر به جای آنکه شاگرد در مقابل استاد نشسته و به فراگیری و از بر نمودن ردیفهای من در آوردی عهد انحطاط فرهنگی و هنری ایران بپردازد بهتر است تعصبات را کنار گذاشته و به هنرجویان شیوه های پژوهش را بیاموزیم تا آنها نیز در اصلاح موسیقی ملی خود قدمی بردارند ،نه آنکه مانند آن مطربان ذکر شده برای خود نمایی و ارضای دیگران دست به ساز ببرند ، بلکه همانند بزرگانی چون صفی الدین ارموی ، عبدالقادر مراغی ، تقی بینش ، روح الله خالقی، علی نقی وزیری ، محمد رضا درویشی و..... خدمتی به میهن خود نموده و نام نیکی از خود بر جای گذارند। چرا که اینان از روی علم و آگاهی به حفظ موسیقی پرداخته اند ولی آن مطربان از سر بی سوادی و نا آگاهی ضرباتی بس مهلک و شکننده به به بنیان این هنر زده اند । ولی متاسفانه برای دستیابی به اصل و ریشه ی این موسیقی گهگاهی باید به سراغ ردیف موسیقی ایرانی رفت تا آن را با موسیقی مقامی محلی و کتبی چون" الادوار" ،" شرح الادوار"، "موسیقی کبیر" ، "جامع الاحان"،"مقاصد الالحان"و.... مقایسه نموده تا به اصل و ریشه ی آن پی ببریم। اما تنها کافی نیست ،میبایست در تاریخ ایران نیز تعمقی داشت تا با اوضاع فرهنگی ایران بهتر آشنا گردیم ، میزان و چگونگی نفوذ فرهنگی و هنری دیگر ملل را مورد بررسی قرار دهیم تا بتوانیم به هنری دور از اینهمه معایب نواقص متعدد دست پیدا کنیم.

/ 0 نظر / 8 بازدید